تبلیغات |
آل سعود، خائنین حرم الموت لآمریکا ، الموت لاسرائیل ، الموت لانگلیس ، الموت لآل سعود درباره وبلاگ ![]() لازم است ...به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر یادآوری شود، و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و ..و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی ، لعنة الله و ملائکته و رسله علیهم است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. امام خمینی ( رحمة الله علیه) مدیر وبلاگ : مُحرم حرم مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ نویسندگان در سال 1985 میلادی ملک فهد در شهرحلب از ملکه زیبایی حسناء وفائی خوشش آمد ، عکس او را گرفت و به خواستگاری اش فرستاد. ولی ملکه زیبایی، فهد و میلیون ها پول وعده داده شده او را رد کرد و گفت من در عقد مهندسی از خانواده برازی هستم ، ولی فهد با این جواب رد از پا ننشست... و بعد از آنکه ملکه با مهندس مذکور ازدواج کرد ، فهد درصدد برآمد با عواملی که داشت مهندس را فریفتند و به طمع انداختند که به عنوان مهندس در کارگاه آب های «عازیه» در ریاض با حقوق زیادی استخدام شود، مهندس موافقت کرد و به ریاض منتقل شد ، بدیهی است که همسر زیبایش حسناء وفائی را نیز به همراه خود برد، کارو مسکن و اتومبیلش را نیز تحویل گرفت. در روز سوم که شوهر در محل کارش بود، دلالهای فهد به خانه اش هجوم بردند و ملکه را ربودند، خدمتکار سوریه ای او را نیز بردند... مهندس به منزل بازگشت و همسر و خدمتکارش را در خانه ندید، لیکن آثار خون را مشاهده کرد، بیرون رفت و از پلیس جویا شد، به او گفتند: همسرت دچار خونریزی شد او را به بیمارستان بردیم که کمکش کنیم متاسفانه درگذشت!... پرسید: چطور از دنیا رفت؟ گفتند: اجلش رسیده بود! پرسید: خدمتکارم کجاست؟ گفتند: نمی دانیم... پرسید: جسد همسرم کجاست؟ گفتند: دفنش کردیم؟.. مهندس گفت: جسد همسرم را به من بدهید می خواهم او را ببرم و در حلب دفن نمایم. گفتند: دفن در دیار مسلمانان ریاض به بهشت نزدیکتر است از دیار کفار، گذشته از این ها بعد از اینکه همسرت مرد بر تو حرام شده است ، دین به تو اجازه نمی دهد به او نگاه کنی. مهندس گفت: چگونه دین شما اجازه می دهد که شما جسد همسر مرا ببینید ولی این اجازه را به من نمی دهد؟!.. گفتند: زبانت را ببر. به آنها گفت: خواهش می کنم قبرش را به من نشان دهید تا بر سر مزارش بروم. گفتند : بفرمایید . او را بر سر قبری بردند که تازه کنده بودند و جسدی در آن دفن شده بود سپس او را به خانه اش برگرداندند. همین که او را ترک کردند به طرف قبر رفت و نبش قبر کرد ، چشمش به جسد خدمتکارش افتاد که او را کشته بودند!... جسد خدمتکار را روی دست گرفت و مانند دیوانه ها فریاد می کشید: ای طاغوت های ستمگر...خدمتکارم را کشتید و زنم را دزدیدید.. جسد خدمتکار را به کاخ امیر ریاض برد که وی برادر فهد و نامش سلمان بود.. او را به زندان افکندند و دست و پایش را محکم بستند و به کفرش فتوا دادند که جسد را از قبر بیرون آورده و بر حرمت اموات تعدی کرده است!.. حکم بریدن دستش را صادر کردند..لیکن او را بخشیدند و به دمشق تبعیدش کردند... و همسرش را در کاخ فهد جای دادند . مهندس اقامه دعوی کرد.. ولی فایده ای نداشت... نوع مطلب : فساد اخلاقی آل سعود، برچسب ها : فهد، موضوعات پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ
|
||